پيام
+
*ميتراود مهتاب
ميدرخشد شبتاب
نيست يک دم شکند خواب به چشم کس و ليک
غم اين خفتهي چند
خواب در چشم ترم ميشکند....*

سنگ صبور
94/3/2
سعيد عبدلي
@};-نگران با من استاده سحر،
صبح ميخواهد از من،
کز مبارک دم او آورم اين قوم به جان باخته را بلکه خبر،نازکآراي تن ساق گلي،
که به جانش کشتم،
و به جان دادمش آب،
اي دريغا به برم ميشکند،
در جگر خاري ليکن
از ره اين سفرم ميشکند.
سعيد عبدلي
@};- دستها ميسايم،
تا دري بگشايم،
به عبث ميپايم،
که به در کس آيد،
در و ديوار به هم ريختهشان،
بر سرم ميشکند.
سنگ صبور
ممنونم جناب عبدلي....@};-
سنگ صبور
* دستها ميسايم، تا دري بگشايم، به عبث ميپايم، که به در کس آيد، در و ديوار به هم ريختهشان، بر سرم ميشکند. *
نگارستان خيال
*غم اين خفتهي چند
خواب در چشم ترم ميشکند....*:( بسيار زيبا سنگ صبورم
سنگ صبور
ممنون مهساي عزيزم....